
تنها تر از برگم جدا از شاخه ام من ، نی هوای سوختن ، نی ریختن دارم اگر پاییز بگذارد ازین اندوه برون آیم بهاران را به رنگ و بوی دیگرتازه خواهم کرد وتا آخر کنار لاله های مست خواهم ماند و تا آخر برای دختر خورشید خواهم خواند و از باران برایم ، وصلت و دیدار خواهم ساخت من و باران دوتا مهمان خورشیدیم و من از بوسه ی باران به شادابی و نور وتازگی ، تسلیم میگردم من و باران دو تا تنها ، دوتا آیینه ی نوریم xa0 "بدیع" ...
ادامه مطلب