
"یلدا" در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «"یلدا"» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کلبهٔ تمنا"یلدا"...
ادامه مطلب
"چراغ امید" در ادامه، هر آنچه باید درباره «"چراغ امید"» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کلبهٔ تمنا"چراغ امید"...
ادامه مطلب
"گوشه گیر" در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «"گوشه گیر"» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کلبهٔ تمنا"گوشه گیر"...
ادامه مطلب
روز ها میگذرند .... در ادامه، هر آنچه باید درباره «روز ها میگذرند ....» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کلبهٔ تمناروز ها میگذرند .......
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «"بخت بد"» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبیتابم و از غصه این خواب ندارمزین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بوددرماندهام و چاره این باب ندارمآزرده ز بخت بد خویشم نه ز احبابدارم گله ازخویش و ز احباب ندارمساقی می صافی به حریفان دگر دهمن درد کشم ...
ادامه مطلب
موضوع «"دلـگیـــر"» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از " تـــو " دلـگیـــر نیستـــم . . . اَز دلــم دلـگیـــرَم ! کــــه نَبــــودنـتــــ را صبــــورانــــه تحمـــــل میکـنــــد . . . بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!! :( :( ...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «"جهنم سرگردان"» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذارای چشم تبدار سرگردان !مرا با رنج بودن تنها گذار.مگذار خواب وجودم را پر پر کنم.مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارمو به دامن بی تار و پو...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «"مى خواهم ترا"» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مست می خواهم تو را من مست می خواهم تو رااز قدح سرشارتر، در دست می خواهم تو رابا حریفان روشن و با دوست ابر آلوده ایآسمانا! آبی و یکدست می خواهم تو رامن نمی خواهم تو باشی همنشین خار و خسمن برون از آنچه اینجا هست می خواهم تو را...
ادامه مطلب
از " تـــو " دلـگیـــر نیستـــم . . .اَز دلــم دلـگیـــرَم !کــــه نَبــــودنـتــــ را صبــــورانــــه تحمـــــل میکـنــــد . . .بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!! :( :(...
ادامه مطلب
عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ایبلبلی سردرگریبان، گوشه گیرم کرده ایغنچه ی دلدادگی را در دلم پرپر مکنمهربانی کن اگر حتی اسیرم کرده ایصورت پژمرده ام بر درد عشقت شد گواهلااقل اندازه ی یک قرن پیرم کرده اینذر کردم، هرکه هرجا گفت حاجت می دهدتا که یارم باشی ازبس ناگزیرم کرده ایعاشق من گر نبودی، جرم من را خود بگو!دل چرا بردی؟ چرا پس دستگیرم کرده ای؟باغ جان را ...
ادامه مطلب
روز ها میگذرند لحظه ها از پی هم میتازندوگذشت ایام,چون چروکی است که برچهره من میماندروزهامیگذرند , که سکوتی ممتد, برلبم میرقصدقصه هایی که زدل می آیند , زیرسنگینی این بارسکوتبی صدامیمیرند...روزها میگذرند , که به خود میگویمگرکسی آمدوبرداشت زلب مهرسکوتگرکسی آمدوگفت قطعه شعری بسرودگرکسی آمدوازراه صفا دل ما را بربودحرفهاخواهم زد , شعرها خواهم خواندبهر هر خلق جهان ...
ادامه مطلب
مجنون صفت به ناله و فریاد می روم در بیستون به دیدن فرهاد می روم من صید نیم بسمل از یاد رفته ام بالک زده به خانهء صیاد می روم بی قسمتی ببین به ادایی که یار من خواهد که یاد من کند از یاد می روم روشن نشد چراغ امیدم به شام مرگ یعنی ک...
ادامه مطلب
بار فراق بستم و ، جز پای خویش را کردم وداع جملهٔ اعضای خویش را گویی هزار بند گران پاره میکنم هر گام پای بادیه پیمای خویش را در زیر پای رفتنم الماس پاره ساخت هجر تو سنگریزهٔ صحرای خویش را هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را عمر ابد ز عهده نمیآیدش برون نازم عقوبت شب یلدای خویش را وحشی مجال نطق تو در بزم وصل نیست طی کن بساط عرض تمنای خویش را "وحشي بافقي" ...
ادامه مطلب
پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرم مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن تو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرم مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من پلنگ سنگی دروازههای بسته شهرم "فاضل نظری" ...
ادامه مطلب
امشب شبیست سرد و غم انگیز قصه کن از روزهای رفته یگان چیز قصه کن چیزی که تا هنوز برایم نگفته ای از برگ های دفتر پاییز قصه کن از تلخی صدای کلاغان دلم گرفت قدری شکر به قصه بیامیز قصه کن از شب به گوش پنجره نجوا چه می کنی ان را بیا به گوش من اویز قصه کن باغ افق تهی شده از سیب افتاب قاصد برو برای خدا نیز قصه کن بسیار شد حکایت گفت و شنود ما یک بار از خموشی ما نیز قصه کن "عفیف باختری" ...
ادامه مطلب
نيم شب همدم من ديده ي گريان منست ناله ي مرغ شب از حال پريشان منست در همه عمر دمي خاطر من شاد نبود گريه انگيز تر از مهر من آبان منست خنده ها بر لب من بود و كس آگاه نشد زين همه درد خموشانه كه بر جان منست به بهارم نرسيدي به خزانم بنگر كه به مويم اثر از برف زمستان منست غافل از حق شدم و قافله ي عمر گذشت ناله ام زمزمه ي روح پشيمان منست گر به سرچشمه ي توحيد رسم جاويدم ورنه هر لحظه ي من نقطه پايان منست در بر عشق بسي دم زدم از رتبت عقل گفت خاموش كه او طفل دبستان منست " مهدی سهیلی " ...
ادامه مطلب
اگر چه باز نبینم به خود کنارِ ترا عزیز می شمرم عشق یادگار ترا در این خزان جدایی به بوی خاطره ها شکفته می کنم از نو به دل بهار ترا زبان شعله به گوشم به بی قراری گفت حدیثِ سستی ِ قول تو و قرار ترا ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گل؛ منی که داده ام از دست، اختیار ترا شدی شراب و شدم مست بوسه ی تو شبی کنون چه چاره کنم محنت خمار ترا؟ به سینه چون گل ِ عشقت نمی توانم زد به دیده می شکنم خارِ انتظار ترا چو بوی گل چه شود گر شبی به بال نسیم سبک برایم و گیرم ره دیار ترا همان فریفته سیمین با وفای توأم اگر چه باز نبینم به خود کنار ترا ...
ادامه مطلب
انگار اشتباها به خیابان بی نور هستی قدم میزنم. سوزن مژه هایم خستگی ودرد را روی حاشیه های روانم بخیه میزند. کوچه ها خالی وسایه های درختان با شیار های کشیده گام ها خطوط سرنوشتم را رقم میزند. تنها هستم مانند آن روز های دیگر که تنهائی مهمان ماندگار من بود. همراه با سایه خودم حرف میزنم و ابدیت آرامشم را سراغ میگیرم. حتی سایه ام مرا باور نمیکند ، شاید من از تبار رنج بی اعتمادی ورنگ آمده ام ، کسی باورم ندارد. روحم با ضربه های تند حرف و کلام رنجید. هر تار مویم جدا جدا مجروح گشت .گوئی واپسین نفس هایم را از درخت خشکیدۀ امید می چینم. با هر آبله ایکه روی روانم می ...
ادامه مطلب