این که با خود می کشم هر سو، نپنداری تن است
گورِ گردان است و درآن آرزوهای من است!
آتش سردم که دارم جلوه ها در تیرگی
چون غزالان در سیاهی دیدگانم روشن است
من نه باغم، غنچه های ناز من تک دانه نیست
پهنْ دشتم، لاله های داغ من صد خرمن است
این که چون گل می درم از درد و افشان می کنم
پیش اهل دل تن و پیش شما پیراهن است
آسمان را من جگرخون کردم از اندوه خویش
در جگر گاه ِ افق، خورشید، سوزن سوزن است
این که می جوشد میان ِ هر رگم دردی است داغ
دورگاه دردِ جوشان است و پنداری تن است !
سینه ام آتش گرفت و شد نگاهم شعله بار
خانه میسوزد، نمایان شعله ها از روزن است
آه، سیمین! گوهری گمگشته در خکسترم
من بمانم، او فرو ریزد، زمان پرویزن است
کلبه تمنا...
ما را در سایت کلبه تمنا دنبال میکنید
برچسب: آتش سرد چیست,آتش سرد,آتش سرد,شیمی,آتش سرد روزگار,فشفشه آتش سرد,سرداران آتش,آتش بازی سرد,پرنده اتش سرد کن,آزمايش آتش سرد,سریال آتش سرد,
نویسنده:
بازدید: 14
تاريخ: سه
شنبه
16 شهريور
1395 ساعت: 19:44